قسمت دهم: پایان شیرین

باب‌اسفنجی و دوستانش پس از خداحافظی با مردم شهر، به بیکینی باتم بازگشتند. آن‌ها دیگر همان دوستان سابق نبودند؛ این سفر به آن‌ها یاد داده بود که شجاعت، دوستی و مهربانی ارزشمندترین گنج‌های دنیا هستند. باب‌اسفنجی مروارید جادویی را به نگهبان شهر سپرد و با لبخند به خانه برگشت، در حالی که می‌دانست ماجراجویی‌های تازه‌ای در آینده انتظارش را می‌کشند.

کانال بله @ketabsabzshop